پسر حرف گوش کن
داشتیم میرفتیم خونه مامان زندایی به قول بچه ها ننه .بابا گفت پسرم رفتی اونجا شلوغ نکنی بدو بدو بازی نکنی مواظب باشی !! آراد : باشه بابا کوشولو کوشولو بدوام؟! اره پسرم........ حالا خونه ننه ایم و نوه های ننه اونجا اراد از لحظه رسیدن بدو بدو رو شروع و اقا شیره شده بود وداشت ملیکا نسیم و ایلیا و محمد رو دنبال میکرد یعنی وقت سر خاروندن نداشت. آفرین پسر حرف گوش کن ما بهش میگم شلوغ نکن عزیزم میگه بازی میکنم دیگه شلوغ نمیکنم که!!! اصولا من با نظر سپر کوشولوم موافقم همیشه دوست دارم نی نی ناز من ...
عروسی مامان
تو وبلاگ دوستمون آرتین جون که بودم به مطلبی برخوردم که ارتین به باباش میگه بریم عروسی مامان!!! حالا اراد وقتی عکس عروسی مارو میبینه با قیافه ای در هم با باباش دعوا میکنه که چرا مامانم رو عروس کردی؟؟؟؟؟!!!!! و همون لحظه میاد پیش من و میگه دیگه با بابا عروس نشیاااااااااااا ...... و متنفره از اینکه من دامن بپوشم تا دامن میپوشم فوری میگه اخه مامان مگه تو دختریییی؟؟؟ منم تو جوابش میگم بله من خانمم .میگه نه خانم نیستی پسری برو شلوار خوشکلت رو بپوش اون خوبه تو عروس نیستی!!!!! طفلک بچم فکر میکنه هر کی دامن میپوشه حتما میخواد عروس بشه !!! ...
پسر با سیاست
آراد خیلی بچه ی زرنگیه از لحاظ دو دره بازی خیلی این سیاست رو داره حرف رو عوض کنه و سر یکی کلاه بذاره تو خونه ننه زندا یی اراد و ملیکا بازی قدیمیه بابای من یعنی تنتنه اتشتنه بازی میکردن ملیکا با اشاره حامد دایی رفت بغل دایی اراد که شوهر خاله ملیکاست نشست اراد که متوجه ماجرا شد فوری رفت ملیکا رو از از بغل دایی کشید و گفت بیا تنتنه بازی کنین میلیکا!! ملیکا با سادگی تمام از بغل شوهر خالش بلند شد و تا خواست بیاد پیش اراد < اراد جون فرصت رو غنیمت شمرد و فوری پرید بغل داییش نشست و گفت :حامد دایی منه دیگه برو بغل مامانت بشین!!!!! یعنی اراد به کی کشیده؟؟؟؟؟ ...
بوس گلبی
چند روزه که اراد همش ی بوس محکم از لپم میکنه و میگه مامان بوس گلبی ( قلبی ) کردمتا منم میگم اره عزیزم منم دوست دارم طفلک فهمیده بود که من منظورش رو نمیفهمم دیروز با نگه به کارتون پینگو من رو با ی وجدی صدا کرد و بهم ی قسمتی رو نشون داد مه کلی ذوق کردم دیدم پنگوین کوچولو بعد از کلی بهم ریختگی خونه و نگه نداشتن تخم مامانش با دیدن پدر مادرش قایم شد و بعد از صدا کردن مامانش میپره تو بغل مامانش و ی بوس محکم داز لپ مامانش میکنه و تصویر ی قلب تو صورت مامانش نقش میبنده با دیدن این صحنه منظور پسرکم رو فهمیدم و کلی بوسه بارون کردیم همدیگر رو ...
دیروز اراد
دیروز اراد جون به استقلالیت خودش شلوارش رو در اورد رفت دستشویی شماره ١ رو انجام داد و خودش شلوارش رو پوشید و کشید بالا بالاخره بعد از کلی مکافات و درد اراد جون دندونش در اومد وقتی بعداز ظهر دهنش رو نگاه کردم در نیومده بود ولی زیر لثش معلوم بود شب که ساعت ١٢ نگاه کردم دیدم نصف لثش پاره شده و خون اومده و دندونش از زیر لثش در اومده و ی بوس تو دهنش رو کردم الانم اومده بالا سرم مونده و میگه ماجرای پهلوان و مینویسی؟ منظور از پهلوان خودشه که همیشه با مردا کشتی میگیره اراد متنفر ه از اینکه مامانش دامن بپوشه و میگه مامان تو عروس نشو ولی خودش امروز حوله اش رو پیچیده به من و میگه مامان برات دا...
بازی
این روزا پسر کوچولوی من خیلی با حال شده اسم تمام شخصیتهایی که میشناسه رو میبره : گاوگاوی . جوجه . لیون . پت پستچی . ماشین اتش نشانی . خرگوش. هاپو میکی موس .پنگوين .برنارد . مارمولک . دایناسور . اقا گرگه . خانم بزی البته منم با این اسم اغلب صدا میکنه مثلا میگه خانم بزی اب میخوام . شنگول و منگول و حبه انگور . تاگر جیپ پرنده . همشون اومدن خونمون خانوم بزی بیا سلام بگو و بوسشون کن منم تا میام بوسشون کنم خودش زودتر از بقیه میپره بغلم و محکم گردنم رو میگیره تا کسی حتی خیالی هم بهم نزدیک نشه . براشو ن سی دی کار...


